وسط تنهایی بودم
مصطفی مروانیپسندیدن1
بازدید68
وسط تنهایی بودم اومدی و منو پیدا کردی چی از این بهتر که عمرم داره در این خونه سر میشه چیزی نمیخواد از دنیا اونی که برات نوکر میشه روزایی که توی تنهایی حال دل من مضطر میشه اگه بده حالم قطعا کنار حرم بهتر میشه حرمت دوره دل من شور ندیدنت رو میزنه میدونم چشمام وسط اشکام همش خیالت با منه دل من سنگه ولی با اسمت شبیه شیشه میشکنه شاه کربلا، دلخواه کربلا دل من زده پر به هوای تو و ماه کربلا شاه کربلا، دلخواه کربلا میشه عاقبتم مث حر بشه از راه کربلا؟ وسط تنهایی بودم اومدی و منو پیدا کردی توی تاریکی مطلق چشمو به دنیا وا کردی تو با دستای رقیه ات تو دل زمین غوغا کردی توی قلبای شکسته اومدی حرم بر پا کردی پرم از غصه پر بی تابی شده ام حیرون کربلا منو برگردون پیش اربابم ببرم خونه کربلا ببرم خونه که دلم تنگه واسه بارون کربلا نابه کربلا، بی تاب کربلا تو خیال خودم می بینم شب و روز خواب کربلا نابه کربلا، بی تابِ کربلا برسون منو هم به زیارت ارباب کربلا حسین وای وای وای