وای وای وای دلم بابا
علی اکبر زادفرجپسندیدن11
بازدید1.2K
وای وای وای دلم بابا وای وای وای سرم بابا از بس زدنم، کمرم بابا روزها درد کمر دارم ولی شب بیشتر ما کتک خوردیم بابا، عمه زینب بیشتر عمه حلالم کن خیلی زحمتت دادم این محبتای تو، نه نمیره از یادم شب آخرمه امشب رسیده جون من بر لب میسوزم در میون تب عمه بابام داره میاد، موهام پریشونه چشمم مثل دلم یک کاسهی خونه گُلبوسهی آتیش گونههامو سوزونده روی دست بیجونم جای سلسله مونده بیتو تنها به سر بردم نبودی تو زمین خوردم مثل یک غنچه پژمردم بابا رو پلکهای تَرَم رَدِ کبودیه این یادگاریِ دست یهودیه *** یا برگرد یا آن دل را برگردان یا بنشین یا آن آتش را بنشان آه ای جان، تا به کِی سرگردان ای زیبا، ای رویا