وای من از عاشورا زمین و آسمون غمگینه
حاج اسلام میرزاییپسندیدن4
بازدید300+
وای من از عاشورا، زمین و آسمون غمگینه یه خواهری داره میبینه، یکی میشینه روی سینه وای من از عاشورا، باید بمیره از غم دنیا تو قتلگاه به پیش زهرا، دوازده ضربه میزد اعداء حسینم، حسینم... داغ تو روی سینهم، که قلب مضطرم میسوزه پاشو ببین حرم میسوزه، ببین که معجرم میسوزه رفتی و دور از چشمت، به خیمهها هجوم آوردن همهچی و غنیمت بردن، رقیّهی تو رو آزردن امان از دل زینب...