نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

وای غرور واسم نزاشتن جلو من رو چادرش هی پا گذاشتن اومدم کمک کنم بهش نذاشتن دیگه پا نشد یه جوری مادرمو زدن که مثل قبلنا نشد دیگه پا نشد آخ چقد صدا زدم یکی کمک کنه به ما نشد ضربه پا زدن مادرم مشغول صحبت بود که اینا بی هوا زدن ضربه پا زدن مادر جوون من رو بمیرم تو کوچهها زدن چه نابلد میزنه، حرفای بد میزنه میگم نشین روی سینهاش، به من لگد میزنه از ریش گرفته با نوک خنجر به صورت تو میزنه، بازیش گرفته از ریش گرفته داره رو زمین تو رو میکشه، این قلب من آتیش گرفته از مو گرفته بیحیا گلوی خستهی تو را با سر زانو گرفته وای میدونست پا به ماهه میدونستن مادرِ بی گناهه یه جوری زدن تنش کلا سیاهه تو گوشم صداست مادرم میزد و همش میگفت که علی کجاست هی میگفت علی میدونه که زنش رو خاک کوچههاست به پرش نزن لااقل جلو پسرش نزن
هنوز نظری ثبت نشده