نصب اپلیکیشن نوا
تصویر روح الله رحیمیان - وای غرور واسم نذاشتن

وای غرور واسم نذاشتن

[ روح الله رحیمیان ]
وای غرور واسم نزاشتن
جلو من رو چادرش هی پا گذاشتن
اومدم کمک کنم بهش نذاشتن

دیگه پا نشد
یه جوری مادرمو زدن که مثل قبلنا نشد
دیگه پا نشد
آخ چقد صدا زدم یکی کمک کنه به ما نشد

ضربه پا زدن
مادرم مشغول صحبت بود که اینا بی هوا زدن
ضربه پا زدن
مادر جوون من رو بمیرم تو کوچه‌ها زدن

چه نابلد میزنه، حرفای بد میزنه
میگم نشین روی سینه‌اش، به من لگد میزنه

از ریش گرفته
با نوک خنجر به صورت تو میزنه، بازیش گرفته
از ریش گرفته
داره رو زمین تو رو می‌کشه، این قلب من آتیش گرفته

از مو گرفته
بی‌حیا گلوی خسته‌ی تو را با سر زانو گرفته

وای می‌دونست پا به ماهه
می‌دونستن مادرِ بی گناهه
یه جوری زدن تنش کلا سیاهه

تو گوشم صداست
مادرم میزد و همش می‌گفت که علی کجاست
هی می‌گفت علی می‌دونه که زنش رو خاک کوچه‌هاست

به پرش نزن
لااقل جلو پسرش نزن

نظرات

0

پس از بررسی نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل