وای علی اکبرم
حاج حسن خلجپسندیدن14
بازدید5.1K
وای علی اکبرم... چشمت زدند بس که تماشات کردهاند این نیزهها چشم مرا مات میکنند من ماندهام بدون تو در بین خندهها کم کم ببین که صحبت سوغات میکنند برخیز وَرنه بعد تو در بین شعلهها با پنجهها نوازشِ سادات میکنند مَشکن چنین غرور مرا پیش دشمنان پا بر زمین مَکِش که تماشات میکنند