وادی جنونخیز پُرخون
امین قدیمپسندیدن15
بازدید800+
وادیِ جنونخیزِ پُرخون کربلا بُوَد شهر مجنون لیلیِ دو دنیا حسینه پس بخوان نوایی تو محزون حسین جان، حسین جان... گاهی شبا، با این بینوا از توی تمثال قدری حرف بزن روضه رو از من نگیر آقا من گناه دارم، من رو پس نزن صنما، دلبرم صنما بنما، رخ دگر بنما منو بشناس من فدای تواَم منما، کلب تو منما ای رفیق بچّگیم ارباب ای فروغ نور هر (؟) اسمتو صدا زدم هر دَم ما را در بین بلا دریاب حسین جان، حسین جان... کاشکی منم جون بدم برات یک شب میون شهر کربلا حال منو تنهایی بلد وا کنی برام (؟) حرمه، شاه من حرمه سر من بر این عَلمه کمِ ما و این (؟)