وا امّا
حاج محمود کریمیپسندیدن7
بازدید5.8K
وا امّا توي شهري كه يه روز، پر ميشد از عطر خدا نفساي كسي كه رد ميشد از كوچه ی ما حالا امروز ميانو، خونمو آتيش ميزنن تو رو توي كوچهها، روي زمين ميكشونن داره بارون ميباره دستام ديگه جون نداره كوچه پر از نامحرمه برگرد كه از حاشيه ی چادر تو، خون ميباره وا امّا *** چرا داري از خدا، مرگتو خواهش ميكني وقتي زير دست و پا، منو نوازش ميكني اگه يك بار ديگه، پاشدي از روي زمين اشك بيتابي رو تو، غيرت اين چشما ببين چه شب تاري شده زخمات همه كاري شده كارم تموم شد تا ديدم جای رد خون تو كه روي زمين جاري شده وا امّا *** توي كوچه مييارن، جونمونو رو لبمون پاشو تا آروم بشه، گريههاي زينبمون اين نامردا كه نموندن زير دين من و تو چه بلايي مييارن سر حسين من و تو بذار آتيش بگيرم كاشكي همين جا بميرم زهرا حلالم كن اگه رفتم كه ديگه بيتو از اين خونه بيرون نميرم ــــــــــــــــــــــــــــــــ خدايا كاش ايمان جان بگيرد كمي دنيا به ما، آسان بگيرد گلم پهلوي آتش چادرش سوخت خدايا ميشود باران بگيرد