هوشم ببر عقلم ربا
حنیف طاهریپسندیدن1
بازدید1.5K
هوشم ببر، عقلم رُبا، دیوانه کن دیوانه کن آتش بزن، سر تا به پا، پروانه کن پروانه کن تا با تو گّردم آشنا، از خود رهایم کن رها با من مرا با من مرا، بیگانه کن بیگانه کن کلیم اگر دعا کند، بی تو دعا نمیشود مسیح اگر دوا دهد، بی تو دوا نمیشود گُرد حرم دویدهام، صفا و مروه دیدهام هیچ کجا برای من، کربُبلا نمیشود جانم حسین، جانم حسین ***