هوا با تو بهاری شد
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن51
بازدید27.7K
هوا با تو بهاری شد کار دلِ خرابم باز بیقراری شد هوای من هوای یاره آقام میدونی گدات خیلی دوسِت داره بازم اومدم تاج سرم من در میزنم پشت درم وا کن درو من منتظرم آقای کَرَم... ای نور، ای ترانهی عشق ای شور، ای بهانهی عشق دلم امشب غزلخونه سرِ سفرهی رنگینِ تو مهمونه تو دنیامونو میسازی آخه بس که عزیزِ فاطمه تو دست و دلبازی برق عَلَوی داره نگات زهرا صدقه میده برات ای جان به صدای قدمات جونم به فدات... ای جان، ای جلوهی مولا ای عشق، ای تو جانِ زهرا ای نور، ای ترانهی عشق ای شور، ای بهانهی عشق ای اهل زمین، تو نیمهی ماه، خورشید رسیده از نورِ حسن، رنگ از صورت مهتاب پریده اگه کسی میخواد عشقو ببینه بره یه سر امشب شهر مدینه یه جایی کنار خونهی مولا تا صبح بشینه خدایی آقامون یه دنیا مَرده حتی کسی که صداش نکرده با دست خالی از درِ خونهش برنمیگرده حسن جان... کسی که عشق نداند زِ زُمرهی ما نیست گروه ما همه یا عاشقن یا معشوق