هو میکنند مرا که زمین خوردهام حسین
محمد امینیپسندیدن6
بازدید2.3K
(هو میکنند مرا که زمین خوردهام، حسین) ۲ با من بگو که آبرویت بردهام حسین حسین، حسین... هو میکنند مرا که زمین خوردهام، حسین با من بگو که آبرویت بردهام حسین (سوگند به جانِ مادرمان فاطمه قَسَم شرمندهام که آب نیاوردهام حسین) ۲ حسین، حسین... (از ضربهی عَمود نشستم ز پا ببین) ۲ مَجروحِ تیغ گشتم و آزردهام حسین لطفی کن و مرا به سوی خیمهها مَبَر خِجلَتزده ز غُنچهی پژمردهام حسین این مَشکِ پاره پارهی من میدهد گواه این لحظههای آخری اَفسردهام حسین (جان میدهم به پای تو اما به هِلهِله) ۲ هو میکنند مرا که زمین خوردهام حسین **** (مثلا اومدی از راه) ۲ به لبِ علی آب دادی مثلا روی دوشِ تو رقیه میکنه شادی (مثلا همهجا اَمنه) ۳ تو پناهِ همه هستی مثلا که نیوفتاده روی خاکا اَزَت دستی **** بیا برگرد خیمه ای کَس و کارم منو تنها نگذار ای علمدارم آب به خیمه نرسید، فدای سَرت فدای سَرت، فدای سَرت حسین قامَتش خَمید، فدای سَرت فدای سَرت، فدای سَرت **** (کاسهی چشم کجا، حَجمِ سَر تیر کجا) ۲ در چشمِ تو تیرِ سه پَر جا شدهاست https://t.me/omeabiha_com/8050