همیشه مادرم قبل از خودم دنبال كارم بود
حاج حسن خلجپسندیدن6
بازدید6.4K
همیشه مادرم قبل از خودم دنبال كارم بود همیشه موقع رفتن خودش مانند مردی در كنارم بود همیشه موقع برگشت تنها مادرم در انتظارم بود محرم ها كه میشد مادرم با شوق پیراهن سیاهم را خودش میكرد آماده و با یك روضه ساده به دست مادرم هر سال میگشتم عزادارت ومیگشتم بدین ترتیب ده شب جزو هفتاد و سه تا یارت همیشه مادر از روی شعف پیراهن فرزند را كرده است آماده همیشه مادر از دلواپسی قبل از خود فرزند یاد غربت فرزند افتاده شب اول برای روضه پشت پای مادر اشك پاشیدم عجب فرضیه ای چیدم اگر صغرای این فرضیه شد فرزند و پیراهن برای ما دگر كبرای این فرضیه میشود بی شك صدیقه كبرا و این فرضیه دارد در نهان خود دوتا حاصل دو تا استدلال بی باطن یكی این كه به ضرص قاطع شیعه كسی كه مهر زهرا را به دل دارم یقینا مادرش زهراست همان كه مادر بابا است و با این فرضیه من حتم دارم مادر ما ها است یقین یعنی برادر های من هر سال زهرا پیرهن مشكیتان را كرده آماده به زحمت با همان دستی كه بالا رفته اما زود افتاده و این یعنی كه زهرا رزق اشك گریه كن ها را خودش داده و دیگر فرضیه این هست كه زهرا مادر ارباب هم مانند مادر های دیگر فكر فرزندش در آن ظهر عطش آلوده غمگین است بماند اینكه وقت دوخت پیراهن فرزند بالا بردن حتی نخ و سوزن برایش سخت سنگین است بماند اینكه حتما علتی دارد كه زهرا پیش چشم همسرش هر شب سرش اینقدر پایین است بماند علت اینكه در و دیوار این خانه چرا چندیست خونین است عجب رسم خوشی داریم ما ایرانیان وقتی كه با یك جمعی به یك در میرسیم آری به یكدیگر تعارف میكنیم و بعد در آن خانه قدری توقف میكنیم و بعد اگر كه صاحب آن بیت اجازه داد داخل میشویم آنجا ولی رسم مدینه این نبود چهل نفر وقتی به درب خانه ی مولا رسیدن از درو دیوار هم سبقت گرفتند و از سر كوچه سرعت گرفتند و همه با هم به در خوردند چنین شد كه پس از زهرا زنان اهل بیت از مادر خود ارث بردند و كتك را بیشتر خوردند یكی هم شعله زد بر در یكی هم با لگد آمد زمین می خواست آنها را ببلعد استخاره كرد بد آمد عجب رسم بدی دارند این مردم لگد، سر، سینه، پهلو، میخ، محسن، كوچه، هیزم بماند روضه مكشوف بازوی تو پیراهن ارباب بماند اینكه زینب ظهر عاشورا بجایت كرد آن را تن ارباب سكینه دست می انداخت جای تو به دور گردن ارباب دوباره گریه كن ای چشم بیش از پیش كه امشب مادری پیراهن آورده است با تشویش برای هم حسین و هم من و تو هم تمام بچه های خویش