همیشه رو لبم ذکر یا اباالفضل است
وحید شکریپسندیدن100+
بازدید19K
همیشه رو لبم ذکر یا اباالفضل است چرا که حضرت مشکلگشا اباالفضل است همیشه به من یاد داد مادرم تنها دوای درد گرفتارها اباالفضل است دو دست داده به راه خدا و پس چه عجب اگر که معنی دست خدا اباالفضل است خود امام زمان گفته است میآید به مجلسی که در آن ذکر «یا اباالفضل» است چشمم زدند، تو علقمه آبآور رو ازم گرفتند چشمم زدند، پناه اهل حرمو ازم گرفتند اصلاً ای کاش نمیگفتم پاشو مَشکو بردار برو اصلاً ای کاش نمیرفتی تو میموندی اینجا کنار من سر عباس تا سر نی رفت خیمهها گُر گرفت و بلوا شد تا که فهمیدند بی علمداریم سر یک گوشواره دعوا شد میدونی چرا صورت من شده کبود؟! عمو نبود میدونی چرا رفتم محلهی یهود؟! عمو نبود حق داری نشناسی، پیر شدم حق داری نشناسی، زمینگیر شدم زیبایی دختر به گیسوی بلند است مثل گذشته گیسوی زیبا ندارم باشد بزن، چشم عمو را دور دیدی من هیچ کَس را بین این صحرا ندارم بابا دیشب ز خانهها همه بوی طعام میآمد ولی به جان تو بابا گرسنه خوابیدم چون عمه گفت تو را تشنه سر بریده کسی از آن به بعد همه شب چون تو تشنه خوابیدم آفتاب از کدوم طرف در اومده که بابا با سر اومده لب تشنه بریده حنجر اومده غریب مادر اومده بهم میگفتی بابا رو دامنت بشینم میگفتی که ایشالا عروسیتو ببینم امشبه رو خرابه مهمونی مثل سرت لبم شده خونی لطفی که کردهای تو به من مادرم نکرد ای مهربانتر از پدر و مادرم، حسین