همیشه برکت ماه خدا فراوان است
سیدرضا نریمانیپسندیدن5
بازدید11.9K
همیشه برکت ماه خدا فراوان است چقدر حیف که این ماه رو به پایان است همیشه سختترین لحظههای مهمانی دقیقههای خداحافظیِ مهمان است به دست مادر اگر جمع میشود سفره سجیةالکرم است عادتش به احسان است هر آنکه بود گدای علی در این شبها به لطف فاطمه مشمول عفو و غفران است نه یک شب و دو شب و یک دو هفتهای بلکه به پشت خانه گدا سی شب است گریان است قبول! نوکر خوبی نبودهام اصلا درست! نوکرِ بد مستحق هجران است بگو که نوکر خود عفو کردهای یا نه میان خوف و رجا مانده سخت حیران است هر آنچه بود گذشت از فضیلت شب قدر امید من به کَرمخانهی خراسان است گدای گوشهی بابالجواد آمده باز دخیل پنجره فولاد صحن سلطان است زِ بس که روزهی خود را به روضه کردم باز به عید فطر دلم شامِ عیدِ قربان است تمام تشنگی روزهدار قربان لبی که خشک و تَرَک خورده است و عطشان است رسیده است روی تل و شمر در گودال چه دیده است که زینب چنین پریشان است چرا برادر من را به پشت چرخاندی کسی که میزنیاش با لگد، مسلمان است رسیده مادرِ آب و به خاک افتاده چرا تن پسر بوتراب، عریان است **** قربون صدا زدنت، خیلی بیهوا زدنت حالا روی چادرمه، خاک دست و پا زدنت من سر قرار اومدم، توی نیزهزار اومدم از تو دل نکندم حسین، با خودم کنار اومدم تا چشمم کار میکنه، نیزه نیزه نیزه میبینم گریه چشمامو تار میکنه، نیزه نیزه نیزه میبینم کی دلش اومد بزنه؟ کی اومد لگد بزنه؟ یه نفر یه حرفی به این، شمر نابلد بزنه زندگی همینه حسین، رسم دنیا اینه حسین کاشکی حال و روز تو رو، مادرت نبینه حسین مَن دَفَنَ اهلَ قُری، کشته کشته کشته میبینم حتی بالای نیزهها، کشته کشته کشته میبینم