همه کارای خونه گردن من
حسین طاهریپسندیدن2
بازدید0
همه کارای خونه گردن من منِ فضه فدای پهلو دردت موهای دختراتو شونه کردم منِ فضه فدای بازو دردت به زینبت میگفتم همین امروز دیدم دلتنگه و قدری کلافه انشاءالله مادرت زود خوب میشه خودش میاد و موهاتو میبافه بیا تکیه بده به شونهی من چرا دستتو میگیری به دیوار همین که جابهجا میشی بمیرم هنوزم خون میاد از جای مسمار علی هر موقع میرسه به خونه میگه سلام ای خانمِ خونم میخوای بری به استقبال مردت ولی با گریه میگی نمیتونم به حال تو که چشممون میافته بیاختیار گریهمون میگیره غذای خونه آمادهست ولی خب غذا از گلومون پایین نمیره نگو فضه حلالم کن میمیرم نزن این حرفا رو جان عزیزت تو انقد خانومی که این همه سال خودت بودی کمک حال کنیزت درِ گوشی بهم میگی با گریه نذار زینب بفهمه من مریضم میبینی بچههات خوابن خانم حالا تو هم یکم بخواب عزیزم درِ گوشی بهم میگی با گریه حواسم هست حسن هر شب بیداره میخوام بچهمو تو بغل بگیرم اگه این زخم لعنتی بذاره درِ گوشی بهم میگی با گریه دل من واسهی حسین کبابه یه چیزی پشت این حرفاته خانم چرا میگی حسین تشنه نخوابه