همه ميگن گريه نكن، اما مي خوام زار بزنم
حاج محمود کریمیپسندیدن7
بازدید4.3K
همه ميگن گريه نكن، اما مي خوام زار بزنم همه ميگن آروم بگير، ولي ديگه نميتونم غروبا، همه ميگن غروب اون كوچه رو از ياد ببرم اما نميشه پيش چشماي منه برا هميشه منو آتيش ميزنه، برا هميشه كسي نمي ودونه من ميدونم كه ميون كوچه، پيش چشام، مادرم، مادرم كسي نميبينه من ميبينم تو كابوس شبا، بغض صدام، مادرم، مادرم *** چي بگم از اون شبي، كه ميميرم بخاطرش مادرم منو گرفت، زير پناه چادرش فقط اينو يادمه صداي يك سيلي تو كوچهها پيچيد مثل يه فرياد، دوتا گوشواره رو خاك كوچه افتاد ديگه راه خونمونو بردم از ياد اگه بخوره باز روي زمين كسي كه بدنش زخمي باشه، مادرم، مادرم صورتي كه هنوز داغ آتيش روي كبودي گونههاشه، مادرم، مادرم *** مادرم از اون به بعد، تا نگا ميكنه به من ميگه اين راز بزرگ بين من و تو يا حسن من ميگم به مادرم، الهي من فداي غربتت بشم ياس كبودم، كاشكي من با تو، تو اون كوچه نبودم مگه آروم ميشه آتيش وجودم ميون قفسش بستريه مريضي كه ديگه جون نداره، مادرم، مادرم داره ميسوزونه چشمامونو اون دردايي كه درمون نداره، مادرم، مادرم