همه رفتند، شمر ول کن نیست
حسین سیب سرخیپسندیدن14
بازدید1.5K
همه رفتند، شمر ول کن نیست ای علیا مخدّرهی کربلا زینب ناگهان بین کشمکش دیدم چادرم زیر پای قاتل است بدنت ماند در تَهِ گودال خواهرت قاطی اراذل است **** تو کس و کار منی، شمر جلودار شده **** کُشتههای خودشونو خاک کردن زینبو هلاک کردن تشنههای خودشونو آب دادن زینبو عذاب دادن صد رحمت به گرگ بیابون صد رحمت به شیر درنده بین این همه نامسلمون فریادم بلنده خدا نگذره از شمر که از کهنه لباست نگذشت خدا نگذره از شمر که با نیزه به مقتل برگشت حسین جانم... **** این وسط چندتا حرامزاده بدنی ریز ریز میکردند با لباسی که از تنت کَندَند تیغهاشان تمیز میکردند حسین جان... تا خود حشر بر سنان لعنت او فرو کرد نیزه بر دهنت