همه در حیرتم امشب
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن1
بازدید1.5K
همه در حیرتم امشب، که شب هفدهِ ماهِ ربیع است و یا یازده غرّهی شعبان معظم، شب میلاد محمّد شده یا آینهی طلعت نورانیِ احمد، به سرِ دستِ حسین است و یا آمده از غار حَرا باز محمّد، عجبا! این گُل نورَسته علیاکبر لیلاست، بگو یوسفِ زهراست، بگو آینهی طلعت طاهاست، بگو دستهگُل فاطمهی امِّ ابیهاست، بگو روح بتول است، بگو جانِ رسول است، سلام و صلواتِ همه بَر خُلق و خصالش، به جلالش، به جمالش، همه مبهوتِ کمالش، همه مشتاقِ وصالش، که سراپاست همه آینهی احمد و آلَش، چه به خلقت چه به طینت چه به صورت چه به سیرت چه به قامت چه به هیبت، همه بینید در این خال و خط و چهرهی گُلروی رسول دو سرا را، خانهی یوسفِ زهراست زیارتگهِ پیغمبر اکرم، نگهِ آلِ پیمبر به جمالیست که خود شاهد رخسار دلآرای محمّد شده اینَک، همگی چشم گشودند به سویش، به گمانم که گره خورده دلِ نورِ دل فاطمه بَر طرّهی مویش، شده جا در بغل عمّه و آغوش عمویش، نگهِ ماه بنیهاشمیان بَر گُل رویش، نفَسش نفخهی صور و نگهَش آینهی نور و قدش نخلهی طور و به دَمَش معجز عیسی، به لبش منطق موسی، همه ماتش، همه مستش، همه دادند به هم دست به دستش، همه گُلبوسه گرفتند ز پیشانی و لعل لب و خورشید جمالش، همه دادند سلامش، همه دیدند به مِهر رُخ او وجهِ خدا را، نگه از دامن مادر به گُل روی پیمبر دوخته گویی، که ز شیری به تجلّای الهی شده چون شعلهی افروخته، سَر تا به قدم سوخته، از روز ولادت بَسی آموخته این درس که باید، به جراحات تَنَش آیهی ایثار و شهادت همه تفسیر شود ***** دلم را هوای تو پُر کرده است غم آشنای تو پُر کرده است حسینیّه و مسجد و دِیر را نسیم دعای تو پُر کرده است تو پیغمبری و بِلاد مرا اذان صدای تو پُر کرده است چه باکی ز گمراهیام جاده را اگر ردّ پای تو پُر کرده است هزاران صَده میشود که خدا سبو را برای تو پُر کرده است دلم را به گیسوی تو بستهام به طاق دو ابروی تو بستهام من از گیسوانت پریشانترَم ز چشم خراب تو ویرانترَم تو از نور خورشید پیداتری من از نور مهتاب پنهانترَم کویرم ولی از کرامات تو من از عطر گلهای باران، تَرَم تو لیلایی و بلکه لیلاترین من از آهُوان تو حیرانترَم اگر روی تو قبلهگاه من است من از هر مسلمان مسلمانترَم تو موسایی و رودِ نیلت منم شَرار غمی و خَلیلت منم تو شهزادهای و علیاکبری علیاکبری یا که پیغمبری؟ درِ خانهات ازدحامِ گداست ولی خَم به ابرو نمیآوری تو آنی که در بینِ گهوارهات به نازی دل عمّه را میبَری مرا از مناجاتِ شب بهتر است دو رکعت نمازِ علیاکبری برای اذانگفتن کربلا تو از هر کسِ دیگری بهتری نمازت نیازِ شب کربلاست گرفتارِ تو زینبِ کربلاست ***** دلم میخواد آقاجون کربلاتو ببینم بیام پایین پاهای علیاکبر بشینم حسین...