همه خوابند فقط چند نفر بیدارند
حسین طاهریپسندیدن4
بازدید93
همه خوابند فقط چند نفر بیدارند چند تن، جای همه دلهره و غم دارند داغ سنگین که شود پیر شدن هم دارد خانه بیفاطمه دلگیر شدن هم دارد هر که یک گوشهی خانه عزادار شدهست جایجای حرم فاطمه گلدار شدهست خانه از بوی گل یاس معطر مانده روی دستاس رد پنجهی مادر مانده سرخ شد پلک علی بس که جراحت میدید آسمان سوخت دلش وقت غروب خورشید آب میریخت ولی آب دگرگون میشد نه فقط آب دو تا چشم علی خون میشد داغ صدیقه به اندازه کافی سخت است وای بر بازوی او رد غلافی سخت است حقتعالی جلوی چشم جهان پرده کشید تا علی دست به بازوی ورمکرده کشید دست از غسل کشید و ولیالله نشست همه دیدند قد حیدر کرار شکست سر به دیوار زد و ناله زد از عمق وجود فاطمه کاش علی ثانیهای زنده نبود داشت کل بدن شیر خدا میلرزید پیکر فاطمه را بین کفن میپیچید