نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

(همهجا سیاه بود، همهجا غبار بود) ۲ (تاروپودِ آسمون، تارِ تارِ تار بود) ۲ (من باید میرفتم، زودِ زودِ زودِ زود عمو تویِ قتلگاه، زخم برداشته بود) ۶ روزِ من روشن نبود، موندنم آسون نبود تویِ این بروبیا، چیزی غیرِ خون نبود من باید میرفتم، کسی غیرِ من نبود نفسم بند اومد، فرصتِ موندن نبود (من باید میرفتم، زودِ زودِ زودِ زود عمو تویِ قتلگاه، زخم برداشته بود) ۲ (عمو رویِ خاک بود، صورتش کبود بود) ۲ رویِ سینهش چکمهیِ شمرِ بیوجود بود من بهجات میجنگم، تویِ این دریایِ خون من بهجات شهید بشم، تو با عمّهجون بمون تو جایی که سینههام، پرِ کینهیِ تو بود آخرِ قصهیِ من، رویِ سینهیِ تو بود (من باید میرفتم، زودِ زودِ زودِ زود عمو تویِ قتلگاه، زخم برداشته بود) ۶ (حسین وای) ۵
هنوز نظری ثبت نشده