نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

همهش جلوی چشاش خاطرههای اون دره همهش غم تُو دلش غم کوچه و مادره صورت مادر نیلی از درده با دل زارش غم چهها کرده وای... حُرمت مادرش رو حرومیا شکستن جلوی چشم مادر دست باباشو بستن رُو خاک کوچه میدید فاطمه رفته از هوش میدید که زخمه ابروش میدید شکسته بازوش آه و واویلا... ***** برا غربت حسن میسوزه دل آسمون شد از بیوفایی همسرش دیگه نیمهجون لختههای خون مونده روی لب کاش نبینه این صحنه رو زینب وای... با زهر تلخ کینه رنگ رخش پریده تو خونهی خودش هم یه روز خوش ندیده رُو خاک سرد حجره بال و پرش رو بستن دل امام حسن رو نانجیبا شکستن آه و واویلا... ***** اگه مونده تُو گلوش بغض غربت فاطمه هنوز چشم آرزوش سمت غیرت قاسمه از عسل پُر کرد جام لبها رو زنده کرده باز نام بابا رو وای... فدایی عمو شد جوونیِ جوونش مدافع حرم شد با قطرههای خونش نبود اگه تُو میدون نکرد اگه یه کاری قاسم به جای بابا اومد برای یاری آه و واویلا...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد