هق هق مادرو بگم
محمدحسین پویانفرپسندیدن35
بازدید2.2K
هق هق مادرو بگم گریه ی خواهرو بگم تو دو سه تا جمله فقط لحظهی آخرو بگم شیب الخضیب خدالتریب میون گودال یه بدن افتاده غریب میون گودال مسیح زهرا رو ببین میون گودال رحمی نکردن ابداً میون گودال شمر و سنان که اومدن میون گودال عزیز زهرا رو زدن میون گودال به نیت سر اومده حوصلشم سر اومده خدا خودش رحم کنه شمر با خنجر اومده سینه رو سرنیزه شکست میون گودال روی همین سینه نشست میون گودال آقای ما چشاشو بست میون گودال بی رمق افتاد بدنش میون گودال کاسه ی خون شد دهنش میون گودال سرش رو نیزه و تنش میون گودال حسین وای قرار گذاشتیم من و رباب برا تو آب کنار گذاشتیم این همه نیزه انگاری پا میون نیزه زار گذاشتیم محشره گودال رقیه ظرف آبشو میبره گودال ببخش حسینم من روی تل بودم و تو آخر گودال حسین وای به شام رسیدیم با دست بسته بین ازدحام رسیدیم کجاست اباالفضل که ما دیگه به مجلس حرام رسیدیم سرت شکسته ببین چجوری حرمت حرم شکسته میبینی پهلوم تو کوچه ها شبیه مادرم شکسته سالار زینب طاقت سنگ خوردنتو نداره زینب یا غیرت الله انگشت نمای مردم بازاره زینب دروازه وا شد زینب تو معطل رقاصه ها شد سرت رو نیزه است اما تنت رو خاک کربلا رها شد این خیزرانه زخم روی لبای تو کار سنانه زخمی ام اما بد تر از این زخمای من زخم ربابه نگین شرابه شاید تو دستای یزید ظرف گلابه دورت بگردم لبای خشک تو هنوز تشنه ی آبه حسین وای