هستی پناه و من هستم پناهنده
محمد امینیپسندیدن5
بازدید400+
(هستی پناه و من هستم پناهنده)۲ زیباترین مخلوق، صالحترین بنده هربار گرفتم با دستام ضریحت رو (دیدم که دستام تو دستِ خداونده)۲ (ای صاحبِ من و راهِبِ دلِ اَرامَنه، اباالفضل)۲ (در دارِ دو جهان نوکریِ تو برا منه، اباالفضل)۲ (یا ابوفاضل، زیبا ابوفاضل)۲ پشتِ من گرمه به کوه با ابوفاضل یار ابوفاضل، دلدار ابوفاضل نه دیگه نمیشه تکرار ابوفاضل یا ابوفاضل، آقایِ من ... ***** (شغلم شریفه چون، شغلم غلامیشه)۲ عشقو رصد کردم، دیدم حوالیشه من یادمه حرفا، بابام بهم میگفت (سلطان اباالفضله، نون تو گداییشه)۲ (ای دلبرِ من و دلبرِ دلِ عراقیا، اباالفضل)۳ (قربونِ قدِ رعنایِ تو بشم ای ساقیا، اباالفضل)۲ (عشق ابوفاضل، با عشق ابوفاضل)۲ میرسونه منو تا عشق ابوفاضل یار ابوفاضل، دلدار ابوفاضل نه دیگه نمیشه تکرار ابوفاضل اباالفضل، اباالفضل ...