هزار و یک حرف نگفته دارم
مهدی رسولیپسندیدن55
بازدید96K
هزار و یک حرف نگفته دارم کاشکی بودی سر رو شونهت بذارم پنجاه سال با هم بودیم حسینجان یه سال و نیمه زندگی ندارم مگه یاد من میره دوری از تو و جدایی از رقیه رو حسینجان مگه یاد من میره عصر عاشورا نالهی یا بُنیَّ رو حسینجان گریه میکنم برات گریه زیاد واویلا دَخلتْ زینبُ عَلَی ابنِ زیاد واویلا بعد تو هی مدام روضه خوندم تعجّبم چهجوری زنده موندم میلی دیگه به زندگی ندارم فقط خودم رو رو پاهام کشوندم نبودی ببینی که، چی گذشت بهم این روزگار چی به سرم آورده لبِ تشنه جون دادی زینب تو هم حتی یه قطره آبِ خوش نخورده رفتی و نگفتی چی سرم میاد واویلا دَخلتْ زینبُ عَلَی ابنِ زیاد واویلا