هرکه باشد نوکر و عبد و گدای مجتبی
حاج حسین سازورپسندیدن3
بازدید2.2K
هر که باشد نوکر و عبد و گدای مجتبی میخرد او را به لبخندی خدای مجتبی دردمندان دو عالَم را بگویید این چنین دردشان رو میدهد تسکین دوای مجتبی شامل لطف و عطای حضرت زهرا شود هر کسی گریه کند در روضههای مجتبی صاحب فیض است در دنیا و عقبا هر کسی قطرهی اشکی بریزد در عزای مجتبی بندهی درگاه او شاه دو عالَم میشود چون که میگیرد شرف از خاک پای مجتبی هر که میآید به درگاهش مدالش میدهند شُهره در دنیاست آری مبتلای مجتبی جان ما ارزش ندارد، جان یک دنیا فدایش اصلاً این دنیاست از اول فدای مجتبی صلح او آغاز فریاد و قیام کربلاست شد مدینه عاقبت کربُبلای مجتبی آرزوی عاشقانش در ظهور مهدی است ثبت تصویری دَمِ ایوان طلای مجتبی عاقبت با زَهرِ جامه جان او بر لب رسید تا پُر از خون شد دلِ غرقِ نوای مجتبی علت مرگش نه زَهر است و نه این که بیکسی علتش یک کوچهی تنگ است و وایِ مجتبی کوچهای که مادرش را زد عَدو در پیش او سخت گردیده تمامِ این غم برای مجتبی *** تو کوچهها خدا خدا کردم من التماس بیحیا کردم مادر من زیر کتکهاش بود مادرمو ازش جدا کردم نشد نذارم بزنه، بد شد وقتی شنید علی، مجدد زد خودم رو روی مادر انداختم با گریه بابا رو صدا کردم چشاش سیاهی رفت و افتادش چشام سیاهی رفت و افتادم میون گرد و خاکای کوچه تا نفسش بیاد دعا کردم فایده نداشت که قد کشیدم آه چه حرفایی نگم شنیدم آخ چادرشو از زیر پاهای مغیره که رها کردم چشام دیگه دو کاسهی خونه دلم خوشه بابام نمیدونه داغی نشسته روی این شونه شونهامو تا براش عصا کردم روضهی کوچه دردسر داره کی از دل حسن خبر داره؟ مادر دلش خوشه پسر داره روضهامو تو سینه به پا کردم *** دگر چشمم به روی قاتل زهرا نمیافتد تو مادر را به جنّت مهماندارِ پسر کردی