هرکس که قسم داد خدا را به ابالفضل
حاج منصور ارضیپسندیدن15
بازدید1.2K
هر کس که قسم داد خدا را به اباالفضل بیفاصله شد حاجتش امضا به اباالفضل عبّاس همان است که ارباب بگوید کِی میرسد عقل کم دنیا به اباالفضل؟ در عرش خدا، چهارده آیینهی الله دادند کنار خودشان جا به اباالفضل دلبسته شده زینب کبری به نگاهش وابسته شده محشر کبری به اباالفضل بوسه زده با عشق، پیمبر به اباالفضل مولا به اباالفضل، زهرا به اباالفضل قرآن اگر از فتح مبین گفته یقیناً عنوان شده مفتاح فَتَحنا به اباالفضل ذوالنون در اعماق بلا گفت: حسین و افتاد در آخر سرِ قلّاب اباالفضل فضل و کرمی هست اگر، از امِّبنین است راه است ز فضل و کرم تا به اباالفضل اهل حرم امروز اگر آرام و اماناند بند است تمامی نفسها به اباالفضل به آب رسیده، ولی از آب نخورده هر قدر که رو زد لب دریا به اباالفضل این حرمله حمله به حرم را جلو انداخت یک تیر که زد اوّل بلوا به اباالفضل * * * * آمادهی رزم است که غربت شده جاری نه مانده قراری به دل خیمه، نه یاری آماده شده تا که میدان برود، آه کم مانده به پایان برسد لحظه شماری ارباب صدا کرد علمدار خودش را گفت: ای پسر امِّبنین نیست قراری برداشتهام بیعت خود را که نمانید امشب برو از خیمه، اماننامه که داری انگار غم عالم امکان به سرش ریخت زد بر جگرش غربت او ضربهی کاری گفت: ای پسر فاطمه هستم سرِ عهدم عبّاس شدم، اخم به ابروت نیاری یک عمر نشستم برسد روز مبادا بر تن نکند نوکر تو جامهی خواری لعنت به اماننامه و لعنت به قبیله وقتی ز حرم میشنوم گریه و زاری من امن و امان میبرمت سوی مدینه گیرم که پی قتل تو هستند هزاری والله اگر چشم مرا تیر بگیرد تا کوفه و تا شام کنم نیزهسواری با دست قلم باز علمدار تو هستم یک وقت به نیزه نکند سر بگذاری * * * * امیر با کرم، علمدار حرم یل امُّالبنین، پناه خواهرم قد و بالای تو، عمود خیمهها شدی در عاشقی، عموی بچّهها ابوفاضل مدد ... همینکه نالهات، به گوش من رسید کنار پیکرت، ببین قدّم خمید چه آورده سرت، عمود آهنین گمانم بیهوا، تو هم خوردی زمین ابوفاضل مدد ... تماشایی شدی امیر علقمه برایت مادری نموده فاطمه ببوسم دست تو، به پیش مادرم بگویم پاسخ سکینه دخترم ابوفاضل مدد ... * * * * تا تو بودی خیمهها آرام بود دشمنت در کربلا ناکام بود تا تو بودی دست زینب باز بود بودنت در خیمهها اعجاز بود تا تو بودی صورتی نیلی نبود دستها آمادهی سیلی نبود