هرکس که دید از او کرمش را مرید شد
علی کرمیپسندیدن11
بازدید400+
هر کس که دید از او کرمش را، مرید شد هر کس مـرید او شده، بی شک سعید شد یا محـسن به حـق حـسن گـفـتم و سپس دیـدم تــمــام مـعـصـیـتـم نــاپــدیــد شـد غـربت ببین که هیچ کسی دور او نبود از هـمـسـرش هم آخـر سر نـا امـیـد شد ای کاش ذات جـعـده شـبـبـه ربـاب بـود آخر ز کـیـنهتـوزیاش، این زن پـلـیـد شد قربان آن غریب که در سن کودکی یک صحنه دید و یک شبه مویش سفید شد چوبی که تیر گشت و به سینهی پاکش دگر نشست تغییر کرد چوب و به دست یزید شد زینب چو دید چشم امیدش ثمر نکرد اهش به آن بی دین اثر نکرد آخر به طعنه گفت بزن خوب میزنی ظالم به بوسهگاه نبی چوب میزنی چوبی که تیر گشت و به تابوت او نشست تغییر کرد و به دست یزید شد گر زهر خورده است به ظاهر ولی حسن وقتی که دید ضربهی سیلی شهید شد منم و یک جگر پاره و تشت جگرم تو کوچه پاره شد دیدم مادرم با دست دنبالم میگشت سنگی که به راه اوست زر میگردد از نور زبرجدش قمر میگردد مسکین برود به خانهاش بی تردید از محضر او کریم برمیگردد حسن جان از بدن تجربهی تیر کشیدن دارد ولی این تیر سهشعبهاست خدایا چه کنم حسین غارتزده منم که ز کف داده صبر را با دست خویش کنده برای تو قبر را تو را در خاک پوشاندم لحد ای کاش میچیدم اگر این کار میکردم، سرت بر نی نمیدیدم یارالی علی آب آزاد شده حات خالی علی یارالی علی رو نیزه چرا بیحالی علی