هرکس که بریده از شما دل
حاج اسلام میرزاییپسندیدن12
بازدید700+
هر کس که بریده از شما دل انگار بریده از خدا دل مقصود همیشه بوده زلفت هر بار که گفته ربّنا دل مانند لباس وصله خورده بستم به محبت شما دل در سیر و سلوک عاشقانه باید بدهیم ابتدا دل هر روز می آمدی سراغش میرفت اگر به انزوا دل یک شب بنشین کنار ما هم دارند عزیزم فقرا دل تنها سر سفره کریمت در آمده است از عزا دل باید بروم کجا بمیرم حالا که نمیدهی به ما دل حق دارد اگر که چاک چاک است با داغ تو گشته آشنا دل از ما احدی دلی نبرده اینگونه که برده کربلا دل از طرز بریدن گلویت پیداست نبوده شمر را دل گیسوی تو و تنور خولی سوزانده چقدر از گدا دل ***** حیف از تو کریمی که منت یار تو باشم من بی مایه که باشم که خریدار تو باشم بگذار که در سایهی دیوار تو باشم ****** چقدر میگفتی منو میندازی یاد مادرم برام دعا میکردی که پیر شی الهی دخترم نشسته میخوابم یه ماهه که با پهلوی شکسته میخوابم چشمام ورم داره یه ماهه با چشای نیمه بسته میخوابم تبم نمیُفته یه ماهه اسمت از روی لبم نمیفته یعنی عمو عباس دیگه به یاد عمه زینبم نمیُفته گوشواره هام پیدا بشه صبح به بازار میرم گوشوارههامو میفروشم کفن برا تو میخرم برات بمیرم من نشد که مجلس عزا برات بگیرم من دلم بغل میخواد تو بغل کسی به غیر تو نمیرم من مگه امون میده با خیزرون یزید لب تو رو نشون میده آخه چطور میشه گرسنته ولی سر تو بوی نون میده