هر دم از کوی تو آمد خبر سوختگان
حاج منصور ارضیپسندیدن1
بازدید2.1K
هر دم از کوی تو آمد خبر سوختگان خرجی بیکسیات شد جگر سوختگان شب اینها سحر گریهی هجران شده است رنگی از خواب ندارد سحر سوختگان درد اگر از تو بیاید همهاش خیر و خوشیست مُزد عشق است بلا در نظرت سوختگان سوختند و همه را سوختهی خود کردی میرسد تا همه عالم اثر سوختگان مثل پرچم همه جا از تو حکایت دارند سینهزن جمع شده دور و بر سوختگان مسجد ارک، منا، مکّه چه فرقی دارد به کف پای تو افتاده سر سوختگان همهی عمر نشستند ببینند تو را گذری رد شو تو هم، از گذر سوختگان روز و شب از تو فقط کرب و بلا میخواهم عتبات است تمام سفر سوختگان جدّت افتاد ز مرکب همگی افتادند سپرش رفت به غارت سپر سوختگان ***