هر جا که نشان از علم فاطمهست
حنیف طاهریپسندیدن10
بازدید400+
هر جا که نشان از علم فاطمه است لبریز صفا و کرم فاطمه است هر جا که دل از غریبیاش غمگین شد آن گوشه یقیناً حرم فاطمه است هر چند که زخم در بدن داری تو خورشید به اعتقاد من داری تو دلگیر مشو شکسته پهلوت مادر زیرا پسری مثل حسن داری تو و روزی نوبت باغ فدک بود به روی زخمها دیدم نمک بود تمام باغ را تقسیم کردند ولی سهمیهی زهرا کتک بود آن روز دل ستارهی عرش شکست هنگام اذان منارهی عرش شکست دستان سیاهی از جهنم آمد سیلی زد و گوشوارهی عرش شکست دردا که فراق ناتوان ساخت مرا در بستر ناتوانی انداخت مرا از ضعف چنان شدم که بر بالینم صد بار اجل آمد و نشناخت مرا **** آن که من گم کردهام آیا تویی؟ **** ای که نامت جان به عیسی میدهد قتلگاهت بوی زهرا میدهد