هر بلایی سرم آمد به فدای سر تو
حسین سیب سرخیپسندیدن8
بازدید2.8K
هر بلایی سرم آمد به فدای سر تو به فدای پر قنداق علی اصغر تو می زنم دست روی دست چه کاری کردم با چه رویی بشوم رو به رو با مادر تو حاضرم بر سر بازار به خیرات روم ننشیند پر خاکی به سر خواهر تو بر سر من، همه تفریح کنان سنگ زدند وای بر صورت چون برگ گل دختر تو از همین جا همه تقسیم غنائم کردند در کمینند به تاراج برند لشگر تو ترسم این است که گرفتار شوی در گودال می شود با نوک نیزه زیر و رو پیکر تو هر تکانی که سرت بر سر نیزه بخورد باز تر می شود این پارگی حنجر تو ***