هر بار نگاه کردم تو رو
حاج اسلام میرزاییپسندیدن1
بازدید42
هر بار نگاه کردم تو رو دیدم که تا صبح بیداری چیزی نمیگی ولی من مطمئنم که تب داری شبیه شمعِ رُو به باد آب شدی زهرای علی میری و بعد رفتنت سیاهه دنیای علی بلند شو خانوم تا دل حیدرت یه کم بگیره آروم دق میکنم من بدون بری کار علی تمومه حتماً آینهی پُرترکم دلخوشی علی نرو که حتّی حرف رفتنت به هم میریزه خونه رو آه از دست این در آه از دل حیدر... ***** راحت بخواب همسفرم راحت بخواب عزیزم دارم با دستای خودم خاک رُو تنت میریزم بعد تو حیدر دیگه اون حیدر سابق نمیشه بی تو علی حریف این قوم منافق نمیشه کجایی زهرا ببینی خیبرشکنت افتاده از پا کارم شده آه همصحبت علی شده فقط همین چاه رفتی و بعد رفتنت غم اومده کنار من قوّت بازوی علی تو بودی ذوالفقار من آه افتادم از پا آه کجایی زهرا... ***** لگدی سخت به در خورد، نباید میخورد چوبهی در به کمر خورد، نباید میخورد فاطمه تکیه به در زد که نباید میزد میخ محکم به پسر خورد، نباید میخورد