هر آن که جانب اهل ولا نگه دارد
سیدمهدی حسینیپسندیدن19
بازدید2.3K
هر آن که جانب اهل ولا نگه دارد ... خداش در همه حال از بلا نگه دارد ... حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست ... که آشنا سخن آشنا نگه دارد ... آقا جانم ... دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پا ... فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد ... چو گفتمش که دلم را نگاه دار چه گفت ... ز دست بنده چه خیزد خدا نگه دارد ... زر و سر و دل و جانم فدای آن یاری ... که حق صحبت اهل وفا نگه دارد ... اومد ماه تابان ، ستاره دعا کرد ... با سرخی خونش موهاشو حنا کرد ... عسل روی کام حرم ریخته قاسم ... دیگه بعد اکبر بهم ریخته قاسم ... توی خیمه ها جون تازه گرفته ... با دست خط باباش اجازه گرفته ... عمو رو قسم داد به بازوی زخمی ... به مادر ، به کوچه ، به پهلوی زخمی ... با هم پشت خیمه چه قدر گریه کردن ... به یاد غلاف و لگد گریه کردن ... همه گل بریزید ، گلاب از تنش ریخت ... چه قدر سنگ کوفی روی پیرهنش ریخت ... شده مثل زهرا با زخمای سینه ... تنش رو الهی عروسش نبینه ... زیر نیزه سهمش بلای عظیمه ... نگفتن غریبه ، نگفتن یتیمه ... نفس هاشو آخر غبارا گرفتن ... ضریح تنش را سوارا گرفتن ... شده نامرتب ، شده نامنظم ... میگن استخوناش همه وا شد از هم ... چه رسم عجیبی تو اهل عراقه ... روی نیزه داماد ، عروسش رو ناقه ... یکی بیاد تو کوچه ها ... به مادرم کمک کنه ... الهی بشکنه دست مغیره ... میان کوچه ها بی مادرم کرد ... به هیچ کس نگو که خورده ام زمین ... به هیچ کس نگو عزیزم ، آفرین ... حسن ، تو چادر مرا تکان بده ... جلو بیفت خانه را نشان بده ...