نیمهشبها سجدهی پروردگارش دیدنیست
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن1
بازدید200+
نیمهشبها سجدهی پروردگارش دیدنیست خضر در قابِ زلال چشمهسارش دیدنیست مثل وقتی که پیمبر بود با آن احترام بین مردم در مدینه اعتبارش دیدنیست خاطرات حضرت زهرا تداعی میشود این خرامان رفتنِ در رهگذارش دیدنیست دست و دلبازیش رفته به کریمِ اهلبیت نورِ آتش سردرِ دارُالقرارش دیدنیست خود به استقبالِ میهمانِ عزیزش میرود لقمهای از دستهای سفرهدارش دیدنیست زندگیِ هشت معصومِ خدا در یک کتاب حاصلِ عمرِ حسین و انتشارش دیدنیست بَه به این شاگرد ممتازِ یلِ اُمّ بنین کم ندارد چیزی از آموزگارش، دیدنیست یکتنه در بین لشکر گرد و خاکی میکند کوفه هم لرزید برقِ ذوالفقارش دیدنیست مِیمنه تا مِیسره وقتی که جولان میدهد لشکری از ترسِ خشم این جوان جان میدهد با دو اَبروی کجش شمشیر بازی میکند لحظههای غارتِ دل، یکّهتازی میکند انتظار دیگری هم نیست از این طایفه این پسر مثل پدر بندهنوازی میکند در مسیر بازگشت، از محضرِ بخشندهاش سائل، احساسِ سُرورِ بینیازی میکند داده لیلا را زِ آقاییِ خود حسِّ غرور پای این بالا بلندش سرفرازی میکند این ذبیح عمّامهی سبزِ نبی را بست و گفت آستین بالا زده ششگوشه سازی میکند وقتِ قرآن خواندنش، چشم حرم بارانی است شورشی با نغمهی شورِ حجازی میکند بچهها دلگرم و اهلِ خیمه خوش، وقتی که هست بین گهواره علی هم خوابِ نازی میکند میشود خم، تاب میسازد ز دستِ خویش و بعد روی دستش، هِی رقیه تاببازی میکند وقتِ میدان رفتش، کار پدر را ساخته آتشی بر دامنِ اهلِ حرم انداخته