نیست بی نصیب نشستهام به پای تو
محمدحسین پویانفرپسندیدن10
بازدید600+
نیست بی نصیب نشستهام به پای تو آیا شود نصیبِ من آخر، لقای تو در طولِ عمر نیست شبی با صفا تر از شبهای جمعه، حرمِ با صفای تو **** (مینویسم در اولِ سخنم تا ابد کشته مردهی تو منم)۲ آنقدر یا حسین میگویم بوی سیبِ تو میدهد دهنم من اویسم، که کربلا هستم به هوای تو رفتم از قَرَنم جگرم سوخته برایِ غمت یک نگینِ حقیر در یمنم در زمینِ تو میخرند مرا زردم اما به روی این چمنم تو حسینی، عزیزِ پنج تنی من غلامِ عزیزِ پنج تنم گِلِ من را ز مقتل آوردند تربتِ کربلاست این بدنم (شیرِ مادر حرامِ من باشد بی تو گر یک نفس نفس بزنم)۳ من تو را دیدهام، خدا دیدم دیدمت بیخیالِ لا و لنم (بیشتر با منِ غریب بجوش ای حسین، من سفارشِ حسنم)۲ کاش ما را برهنه خاک کنند شرمسارِ حسین از کفنم زیرِ سُمها به یادِ ما بوده کشت من را غمِ کمر شکنم **** پیکرش تا جدا جدا میشد کارِ زینب خدا خدا میشد آیهی محکمِ کتابِ خدا زیرِ خنجر هجا هجا میشد رویِ آن تن که جایِ بوسه نداشت زخم تازه چگونه جا میشد پیرها با عصا تهِ گودال بر تنش میزدند تا میشد پیکرش را که پشت و رو کردند زخمها تازه داشت وا میشد حسین... **** من از محلهی آهنگرانِ بیاحساس گذر نمودم و دل پر شراره میکردم یکی سفارشِ تیرِ سه شعبهای میداد و ان یکاد نذر طفل شیرخواره میکردم