نگو قرار کاروان اینجا بمونه
محمد امینیپسندیدن4
بازدید3.9K
(نگو قراره کاروان اینجا بمونه) ۲ روی لَبِت اِنّا اِلَیهِ راجِعونه بریم مدینه، بریم مدینه (برگرد بریم داداش، نذار که بد بشه تنِ تو زیر مرکبا، لگد بشه) ۲ میپاشه آخرش، کتابِ پیکرت پیرای کوفه میزنن، با عصا به پیکرت اَعوذُ بِالله مِنَ الکَربِ وَالبلا رسیده کاروان به دشت نینوا (تو که حرامی از خدا حلال نکردی) ۲ رقیه رو آمادهی گودال نکردی بریم مدینه، بریم مدینه بابا چجوری از دختر جدا بشه؟ چجور علمدارِ تو از لشکر جدا بشه؟ (ای وای اگه شاخهی گل از ساقه بیفته) ۲ رقیه وقتی خوابه از ناقه بیفته رقیه بعدِ تو محکومه به فرار پای برهنه میدَوه میون سنگ و خار نذار که خاکی شه چادر مادرم نذار بیفته آتیشِ خیمه روی سرم **** به سمتِ گودال از خیمه دویدم من شمر جلوتر بود دیر رسیدم من سرِ تو دعوا بود ناله کشیدم من .... غریبِ گودالی، یارالی یارالی یارالی خسته و بیحالی، یارالی یارالی یارالی **** بنا نبود کسی پیکر تو را ببرد عبای کهنهی پیغمبر تو را ببرد بنا نبود اگر در غروب کشتندت شبانه جانب کوفه سر تو را ببرند بنا نبود برای دو قطره آب فرات سه شعبه حنجرهی اصغر تو را ببرد بنا نبود که در روز آخر عمرت اجل بیاید و علی اکبر تو را ببرد (چگونه از چه طریقی بریده شد سر تو) ۲ که اینچنین شده ریشه به ریشه حنجر تو چگونه از دلش آمد سر از قَفا ببرد پس از شنیدن واویلتای مادر تو