نگران بودی کاش علمدارت بود در امان بودی
حاج عبدالرضا هلالیپسندیدن1
بازدید700+
(نِگَران بودی، کاش عَلَمدارِت بود، در اَمان بودی نِگَران بودی، کشتهی گرسنهی دَمِ اذان بودی نگران بودی)۲ گریه به اون ساعتِ گرم و تار، میکُنَم مثلِ رُباب از سایه فرار، میکُنَم حالَمو به داغِ حسین دچار، میکُنَم مثلِ رُباب از سایه فرار، میکُنَم اون همه فریاد زدی، حریف دِرهَم نشد حتی علی اکبرم، اینقده دَرهَم نشد غریبِ مادر، حسین ... رو سیاه بودن، نِصفِ جمعیت همه تو قتلگاه بودن بیادب بودن، خیلیهاشون از کُشتَنِت ادب بودن بیادب بودن نیمهی شب گریه به اون لباس، میکُنَم خواب میبینم به شِمر التماس، میکُنَم تَنِت را از زیر لَگَد خلاص، میکنم خواب میبینم به شِمر التماس، میکنم زمین که خوردی، تو رو، از سَرِ مَقتَل زَدَن تا تَهِ گودال حسین، تو رو مُفَصَل زَدَن غریبِ مادر، حسین... نِیزِه خَم میشد، هر چی بیشتر میگذشت، از تو کَم میشد دشمنت بودن، خیلیها که بعدِ کُشتَنِت بودن دشمنت بودن روضهی قتلگاهِ تو مرور، میکنم از بغلِ تنِ زخمی عبور، میکنم النگومو میدم سَنان و دور، میکنم با چادرم کفن برا تو جور، میکنم یه کُنج از این قتلگاه، به زینبم جا بده من نرسیدم حسین، به تو خدا شاهِ دل غریبِ مادر، حسین... (پنجه توی موت زدن، سنگ به ابروت زدن)۲ مادرت اومد حسین، لَگَد به پهلوت زدن هیچ کسی دلواپسِ، سوختنِ شمع نشد بی بی زدن تنی رو که، آخرشم گرم نشد حسینِ من وای حسین... یه کُنج از این قتلگاه، به زینبم جا بِده من نرسیدم حسین، به تو خدا شاهِ دل زمین که خوردی تو رو، از سَرِ مَقتَل زدن تا ته گودال حسین، تو رو مُفَصَل زدن حسینِ من وای حسین... (بعد از اون کوچه بعد از اون سیلی صورتِ هوریه شد نیلی)۲ سَر و میبنده میخونه هر دَم دیگه عمرِ خودمو کردم خستهی دردم (میزد، بی هوا مادَرَمو میزد)۲ کاش یکی میگفت برا چی زد بشکنه دستی که سیلی زد برخورد، برخورد ، به غرورِ حَسَنِش، بر خورد پنجه تو صورتِ مادر خورد زد و از دیوار بدتر خورد جوان مادر... (بعد از این مادر بعد از این خونه خونِوادهای نمیمونه)۲ مرتَضیٰ مَهموم حسنش مسموم بعدشم فَکِ عَلَی المَظلوم (مظلوم، مادرت باز میگه آخ پَهلوم)۲ دست وپا بزن یه کم آروم چرا از آب شدی مَحروم عَطشان، به فدای لبِ طاها جان به غُبار کربلا غَلطان اَیُهَاالغَریبِ یا عَطشان حسین، وای وای وای وای.... وای حسین...