نگاه میکنم همش زخمه
حاج اسلام میرزاییپسندیدن5
بازدید100
نگاه میکنم همش زخمه یه جای سالم نداری رو تن قاتل تو نیزهها بود و قاتل من خندهی دشمن با کینههای بیحساب، تو رو زدن لب تشنه بودی جای آب، تو رو زدن با نیّت و قصد ثواب، تو رو زدن تو رفتی زینبت شد آواره مونده برام یه پیرهن پاره یه جوری تازیانه زد نامرد که گوشهی لبم شده پاره وای حسین... گشتم ندیدم شبیهت حتی شبیه ضریحت قلبم گره خورد از طریقِ چشمام به نگاه ملیحت روحم تازه شد زیر پرچمت قربون تو و سیاهی ماتمت مدیون توام این آرامشو محتاجم بیوقفه محتاج غمت نبض و ضربانِ عشاق جهانه، حسین تو سینه میکوبه قلبم به توانِ، حسین یا اباعبدالله آقای من... بوی تو گرفته نفسهام اینقدر که ازت خوندم آقام کامم شده شیرین با گریه گرچه میدونم شوره اشکام قید هرچی جز عشقت رو زدم تنها تو حسینیهست رفت و آمدم مشتاقم بیای وقت مردنم مشتاقم بذاری رو چشمام قدم منظومهی عشقه، موج بیکرانه، حسین معلومه مفیده حتی هیجانِ حسین یا اباعبدالله آقای من... زیر علمت چیز دیگهست جود و کرمت چیز دیگهست میگن که بهشت خیلی زیباست اما حرمت چیز دیگهست دور از کربلا من حالم بده از من رو بگیری مرگم صد در صده دستامو بگیر تو دست خودت دستامو به هیشکی جز عباست نده حقا که امیره والله بینظیره، حسین آزاده جهانه هرکی شد اسیرِ حسین یا اباعبدالله آقای من...