نگاه مبهمی امشب به آسمان داری
سیدمهدی میردامادپسندیدن2
بازدید200+
نگاه مبهمی امشب، به آسمان داری خدا بخیر کند، نیتی نهان داری چه دیدهای؟ که شدی سیر از منو بابا که قصد شعله کشیدن، به باغمان داری (حسین این طرف و، آن طرف حسن انگار خدا نکرده سر ترک این و آن داری)۳ بس است دستهی دستاسمان پر از خون شد گرسنه دیدیام و عزم پخت نان داری نوازشم مکن، از درد شانهات پیداست میان سینهی خود، درد بی امان داری شکست دست تو را، قنفذ و چنین میگفت هنوز نام علی، باز بر زبان داری مغیره میزد و میگفت، خستهام کردی یا زهرا...