نپرس از حال زارم، یه عالم گریه دارم
غلامحسین مردانیپسندیدن3
بازدید4.6K
نپرس از حال زارم، یه عالم گریه دارم کجای این بیابون، پس از تو سر بذارم ببین حال خرابم، نگاهم خیسِ آبه زیر چشمام کبود و جلو چشمام سرابه (واویلتا از کربلا، اَعوذُبِالله مِنَ الکَربِ وَالبَلا) به جز اشک تو چشام نیست چرا اوضاع به کام نیست بگو ماه محرم، مگه ماه حرام نیست نگاه کن شیرخوارهت، چه بیتاب و توونه نگاه به اکبرت کن، هنوز خیلی جوونه (واویلتا از کربلا) همینجا وعدهگاهه، غم و غصه تو راهه وداع آخر ما، میون قتلگاهه لب آب فراتیم، نگو تشنه میمیری تو هم که مثل مایی، آقا تنها میمیری زیر دِشنه میمیری (واویلتا از کربلا)