نور چشم امام هشتم
سیدمهدی حسینیپسندیدن44
بازدید3.9K
نور چشم امام هشتم داره میسوزه توی خونه عدهای کف زنان میخندند دل زهرای اطهر خونِ امام عالمین، غریب کاظمین ناله میزد حسین حسین حسین حسین جلو کنیزکا، رو خاک حجرهها میزنه دست و پا خدا خدا خدا بدنش روی بامِ خانه افتاده بی کفن انگاری سایبونش کبوترهانو نداره وقت رفتن یاری با دستای زنش، تو خونه کشتنش مونده رو بوم تنش تنش تنش تنش اگه نخوره آب به زیر آفتاب میسوزه با رباب رباب رباب رباب لحظهی آخر از کار تو گرهی وا نکردن آقا هرچی کردن ولی جسمت رو ارباً اربا نکردن آقا ولی تو کربلا جوون خیمهها میون نیزهها خدا خدا خدا اکبرشو که دید حسین دیگه خمید تا خیمهها رسید رسید رسید رسید سیدنا المظلوم، سیدنا العطشان سیدنا الغریب، غریب غریب غریب ... **** من اگر گریه برایت نکنم میمیرم من اگر سینه برایت نزنم میمیرم