نورِ تُو چشماش نور مهتابه
ابوذر روحیپسندیدن15
بازدید6.5K
نورِ تُو چشماش نور مهتابه خیلی شبیه بچّگیِ خودِ اربابه از روی ارباب خنده میباره اسم همهی بچّههاشو علی میذاره میریزه رُو پای گهوارهش بوسهی همه ملائکه امشبو بیا بگو حسین بابا شدنت مبارکه دلبر اومده، شبه پیمبر اومده حیدر اومده یا علیاکبر اومده؟ علیاکبر ای آقا... ***** قوّت قلبِ حضرت باباست اومده همون جَوونی که دلبر لیلاست شاخهی عشقِ شجر طوبا پسر بزرگ مولامون اباعبدالله برا شبامون ماه رسید برا نوکرا شاه رسید اهالی شهر جار زدند: خودِ علی از راه رسید ساغر رو ببین، مستیِ کوثر رو ببین دنیا به کنار، جمال اکبر رو ببین ***** آی جَوون امشب کم نذاری تو شب حاجته، بیار باهات هر چی داری تو قسمش میدیم به جونِ ارباب عیدی بِده امشب به ما ای جَوون ارباب به دلای ما جلا بِده به نفَس ما بها بِده تا قبل ماه رمضون به من یه کربلا بِده رؤیامه حسین، دینم و دنیامه حسین من چی کم دارم وقتی که آقامه حسین؟ علیاکبر ای آقا...