نور تو تا رسید به بام دیار عرش
حاج مهدی سلحشورپسندیدن18
بازدید4.1K
نور تو تا رسید، به بام دیار عرش خورشید را نشاند به روی مدار عرش در فاطمه جمال خدا دیده میشود (آیینهی نبی شده آیینهدار عرش)۲ ذکر تو شعل دائمی جبرئیلهاست (تسبیح نام فاطمه جان است، کار عرش)۲ نه حضرت رسول نه حیدر برای تو لَولاک را نوشته خداوندگارِ عرش با ربَّنای تو دو ستون آفریده تا از این طریق حفظ شود ساختار عرش (گفتند انبیاء خدا هم پیادهاند آن دم که روز حشر تویی، تک سوارِ عرش)۲ ما را به سقف قصر بهشتی نیاز نیست کافیست چادر تو شود سایهسار عرش بعد از هجوم کوچه خدا حکم کرده است (دیگر به دامنت ننشیند غبار عرش)۲ در گوشهی بهشت تنور تو روشن است (مشغول طبخ نان شدهای خانهدار عرش)۲ شکر خدا به دست تو ظرف غذای ماست (شکر خدا که نان تو در سفرههای ماست)۲ خندیدی و خدا همه را شاد کام کرد عم را برای اهل عم تو حرام کرد با تو گشود باب توسّل به خویش را در حق خلق لطف خودش را تمام کرد قبل از تو سهم دخترکان سنگ قبر بود نور تو این معامله را بی دوام کرد زنده به گور کرد وجود تو جهل را (دیگر عرب به شأن زنان احترام کرد)۲ فهمیدهایم حدّ مقامت قیامتیست (وقتی رسول پیش قدومت قیام کرد)۲ روح الامین به لفظ علیک تو دلخوش است (هرگاه رو به خانهی اَمنت سلام کرد)۲ وللهِ یک شبه همهی آن یهود را این چادر تو بود مسلمان مرام کرد از قصهات حکایت ایمان درست شد با گرد و خاک چادرت انسان درست شد