نوجوانان حسینی همه فوقالعاده
محمدحسین پویانفرپسندیدن6
بازدید1.5K
نوجوانانِ حسینی همه فوقالعاده نوجوانان حسینی همگی آماده شال و پیراهن مشکی عزا بر تنشان همه مشتاقِ حسیناند سرِ سجّاده زیر این خیمه فقط خادم و پرچمدارند سایهی چادرِ زهرا سرشان افتاده فرش جارو زدن و کفش مرتّب کردند میخرند این همه را با دلِ صاف و ساده نوجوانانِ حسینی همهجا جانبرکف اربعین پای پیاده وسط آن جاده همچنان ماهِ شبِ چهاردم دیدنی است نوجوانی که شبی دست به قاسم داده جانِ هر کس که حسینیست به قربانِ حسن چون شده نامِ حسن اذنِ برادرزاده **** شکرِ خدا که مادرِ من اهل روضه بود با لقمهی حلال پدر قد کشیدهام لطفی که کردهای تو به من مادرم نکرد ای مهربانتر از پدر و مادرم حسین **** بیا مادر از حرم بیرون سروِ بستانت میرود میدان کفن بنما بر تنِ قاسم مونسِ جانت میرود میدان بیا مادر دردِ دل گویم این دمِ آخر با تو از احسان مکن دیگر بعدم ای مادر گریه و زاری، ناله و افغان اگر دیدی پیکرم را در خاک و خون غلتان صبر کن ای مادر اگر دیدی رأسِ من بر نِی چون مَهِ تابان صبر کن ای مادر **** یا نداری جان، لبی بگشایی و آهی کِشی یا عسل چسبانده قاسمجان لبانت را به هم ای یتیمِ خانهام رحمی به حالِ نجمه کن ریختی در خیمهام گریهکنانت را به هم نالهات میآمد اما پایکوبی داشتند ناله کردم که نریزید این امانت را به هم نذر کردم بینِ اَبرویت ببوسم باز هم حیف نعلی ریخت اَبروی کمانت را به هم عمّهات دارد میآید انقدَر پا را مکش با تقلّایت نریزی عمّهجانت را به هم دشنهای خوردی، صدایت را به سینه قطع کرد نیزهی نامرد پیچانده دهانت را به هم در میان سینهات شنریزه میبینم چرا؟ وای ساییدند شنها استخوانت را به هم **** روضه نمیخواهد تنی که سر ندارد قربان آن آقا که انگشتر ندارد من بیوضو موی تو را شانه نکردم حالا به دنبالِ سرت باید بگردم