نه دُر است قابل، نه گوهر مقابل
حاج محمود کریمیپسندیدن4
بازدید1.1K
نه دُر است قابل، نه گوهر مقابل زِ دلم که ریزد چه به پای عباس همه های و هویم که شده هوایی دل بیهوایم به هوای عباس همه کربلایم زِ بلای عشقش همه نِینوایم به نوای عباس به صفای عباس، به وفای عباس، به ندای عباس به خدای عباس که محبّتش را که ولایتش را که مودّتش را ندهم به عالم به جلالِ داور، به دل پیمبر به نماز زهرا، به خلوص حیدر به حکیم و به کعبه، به مقام و به زمزم به صفا و مروه، به منا و مشعل به حسین و عباس، به زهیر و یحیی به حبیب و مسلم، به علیاکبر به سرشک طفلان، به فرات خونین به رباب محزون، به علیاصغر اگرم برانی، اگرم بخوانی نروم از این کوی نروم از این در به تو سر سپردم، به تو دست دادم به تو رو نهادم به تو میزنم در تو علی شمایل، تو حسن خصائل تو اَب الفضائل، تو گرهگشایی تو جهان فروزی، تو به سینه سوزی تو به جسم جانی تو به دل صفایی تو سپهر غیرت، تو امید عترت تو شفیع امّت، به صف جزایی تو بزرگ مردی، تو دوای دردی تو محیط مِهری، تو یمِ وفایی تو امیر لشکر، تو شهیدِ داور تو عزیز حیدر، تو پناه مایی زِ تو درد درمان، زِ تو زخم مرهم زِ تو شعله لاله، زِ تو نار خرّم