ننه نخل قشنگ من
مجتبی رمضانیپسندیدن2
بازدید200+
ننه نخل قشنگ من، حواست باشه بر بابات یه حرزی بر گلوت بستم، بلا دور باشه از چشمات ننه هُرّی دلم ریخت، تا صدای هلهله اومد صدای مرحبا گفتن به تیغ حرمله اومد الهی کور شه این چشماش، سفیدیِ گلوتو دید خدا مرگم بده مادر، به اشکای بابا خندید ننه خوب شد که تو رفتی، اسیری خیلی داره درد آخه با دست بسته که نمیشه بچهداری کرد * * * * به چشمات خواب برمیگرده کاکا به شب مهتاب برمیگرده کاکا شنیدی که میگن مردِ و قولش آخه عمو با آب برمیگرده کاکا