نمیتونم آروم بشینم
حاج علی کرمیپسندیدن15
بازدید500+
نمیتونم آروم بشینم نشسته بغض عالَم روی سینم گریه نکن من پسرامو دارم میدم که اشکاتو نبینم حاضرم دست به گیسو بزنم خیمه را با مژه جارو بزنم شده یک بار به تو رو بزنم حرفی از سینه و پهلو بزنم جعفر نسب، علی تبارن شاگرد اکبرن، مرد شکارن قبولشون کن جونِ زینب با اینکه قابل تو رو ندارن حتی نشه که از کسی سر بزنن یا نشه توی دل لشکر بزنن یهدونه کمتر به تو نیزه میخوره به پسرام یه نیزه بیشتر بزنن دست رد نزن، دستم به دامنت میخوام که کم شه از زخمای بدنت من به چشماشون خودم سُرمه زدم فدای تو بشن، عُون و محمدم غریب کربلا آقام آقام حسین... **** دلخور نکن دلدادههاتو بلند کن از زمین افتادههاتو بیا همه امید زینب نگیر امید خواهرزادههاتو هی آه غربت نکش آقا جلو زینب خجالت نکش آقا منت بذار روی سر من تو از حرمله منت نکش آقا اگه تو راهی نکنی لشکرمو دیگه جه جور بالا بگیرم سرمو بهتره که برن نمونن تو حرم آخه دیدن گره زدی معجرمو راضیام حسین، پر پر شه بچههام مادرو نبینن، با شمره همکلام '**** میشه بهم بگی سپردیام به کی؟ مَحرمامو دیدم روی نیزه یکی یکی الشمر جالسٌ خیلی دلش پره میخوای که جون بدی ولی خنجر نمیبره سخت است دست و پا زدن بچههای من اما فدای طفل رباب و سکینهات سخت آن بُود که در دل گودال بنگرم خنجر به دست شمر نشسته ***** والشمرُ جالسٌ خیلی دلش پره میخوای که جون بدی ولی خنجر نمیبره رحمی به این تن چاکت نمیکنن عریان به روی خاکی و خاکت نمیکنن مادرِ آب واسه تو یه ذره آب آورده دیر رسیده انگاری، یکی سرت رو برده