نمنم بارون، میزنه تو ایوون
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن13
بازدید3.6K
نمنم بارون، میزنه تو ایوون میتابه خورشید از سمت خراسون دَم میگیرن همه مثل لیلی و مجنون توی شب ولادت حضرت بارون آسمون پای پنجره فولادته بیکرون همون صحن گوهرشادته گم شدم تو ایوونِ تو پیدا شدم امام رضا یادته؟ فدای تو و زائرات فدای تو و خادمات فدای تو و اسمی که نوشته رو پرچم گنبد طلات یا علی موسیالرضا... حرفِ تو باشه، زندگیمو میدم هستیمو دادم عشقت رو خریدم حتی شراب جنّتم طعمی نداره وقتی که آب سقّاخونهت رو چشیدم حسرت دلم اینه که با کفترا روز و شب باشم بالای گلدستهها بشنوم که دارن میخونن زائرا یا علی موسیالرضا میباره ستاره چشام گدای تو هستم آقام وقتی از تو حاجت میخوام میرم و از بابالجوادت میام یا علی موسیالرضا... حضرت سلطان سلطانیتو عشقه صحن و سرای نورانیتو عشقه خودت که جای خود داری توی دلامون تکتک خادمای ایرانیتو عشقه کربلا که باشم بهخدا یادتم نوکر تو و تموم اجدادتم دست من نیست آقا اینقده عاشقِ پنجره فولادتم نگات سرنوشت منه تو نورت تو خشت منه اینو از وجودم میگم هر جا که باشی تو، بهشتِ منه یا علی موسیالرضا...