نم نم بارون میزنه رو گونهم
حاج مجتبی روشن روانپسندیدن10
بازدید900+
نم نم بارون میزنه رو گونهم سرد شده دستام جوش اومده خونم اومده مولام اومده عشقم اومده جونم مدینه پره شوقش، ملائک پره ذوقش نبی چشم به راهش علی منتظر دیدن اون صورت ماهش دیگه فاطمه رو نگم چجوری شده بی تاب نگاهش لبا خندون و چشای همه بارون و دلای همه مجنون و یه گوشه دل ما فطرسیای پر شکسته نشسته با یه دنیا درد و خواهش میون خونهی خشتی، با مهمونای بهشتی همه سر یه قراریم، چشم انتظار بهاریم یهویی اومد بهار، یهو اومد عطر سیب عاشقا اومد نگار، نوکرا اومد حبیب حسین حسین حسین حسین جان... اونقده شادم انگاری رو ابرام پر شده دستام از کرم آقام حس لطیف اسم قشنگش قنده رو لبهام حسینه دین و دنیام حسینه خواب و رویام حسینه همه کارم حسینه همهی دار و ندار دل زارم حسینیه شده خونمو خادم شدن آبا و تبارم همه مست حسینیم و هوایی شب جمعهی بین الحرمینیم و یه روزی میرسه که مثه مجنون غرق خون سر روی پاهاش میذارم ای رحمت بی کرونه، محبت بی کرونه پر از حسین شده دنیام حسین حسینه نفسهام از کرمش کم نشد، ماییم و دِین حسین هیچکی تو عالم نشد، برا ما عین حسین حسین حسین... ای ترانهی عشق، ای ترانهی نور خوش قدم تویی جانا، چشم بد ازت دور ای اصالت عشق، ای لطافت روح آخ فدات بشم جان، استغاثهی نور ای قشنگی عشق، قاب رنگی ماه قربونت برم جان، ای چراغ هر راه حسین حسین حسین...