نفسا مونده توی سینه کاروان رسیده از راه
علی اکبر حائریپسندیدن0
بازدید24
نفسا مونده توی سینه کاروان رسیده از راه یک طرف قمر بنی هاشم یک طرف ابی عبدالله یک طرف علی اکبر و قاسم تو بگو ماشاالله قافله نورٌ علی نور چشم بد باشه ازش دور بانوان در پشت پرده عمه جان در سر مستور همه در ذل نگاه لطف خدای کریم بلی گویانِ بلای اعظم از عهد قدیم شده از کار لب اصحاب ابا عبدالله و من نصرالله من عند الله العزیز الحکیم (یا اباعبدالله یا اباعبدالله) وسط قافله میبینی گل یاس اطهرو این مخدرات محجوب و این همه شیر نرو این سپاه حضرت زهرا گردان حیدر و قافله آیات احساس، شاکله از در و الماس جبرئیل تو عرش اعلا میخونه جانم به عباس همه شاهانند و ما بر ایشان همه نوکریم همه آقا و بر این درگه ما همه قنبریم به وصف ایشان خدا فرموده میان قرآن و من نثر الله من عند الله عزیزٌ کریم (یا اباعبدالله یا اباعبدالله)