نفسهای آخر اومدی
حسین عینی فردپسندیدن13
بازدید11.3K
نفسهای آخر اومدی بالاخره از در اومدی بگو به من ای بیکفنم چی شده تو با سر اومدی؟ اومدی حرفی بزن سربهسرِ دلم نذار روی زخمای تنم بیا و مرهمی بذار سرتو بذار رو سینهم که بگم آی یارالی شبِ غم من سر اومدی مثل گلی پَرپَر اومدی خوش اومدی بابا ولی حیف بیعلیِاکبر اومدی جونمو به لب رسونده طعنههای شامیان دلمو شکسته خندههای خولی و سنان حالا که تو اومدی من یه سوال دارم ازت یارالی بابا، یارالی بابا... کبوتر من پَرت کجاست؟ مابقی پیکرت کجاست؟ ای سرِ بریده تو بگو عمّامهی روی سرت کجاست؟ مثل تو بابا برام نمونده دیگه بدنی دخترت تو ویرونه نداره حتی کفنی اینجا که غریبه نیست بذار بهت بگم بابا یارالی بابا، یارالی بابا...